الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

20

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

است و بالعكس و انسان خيال مىكند كه اين دو تعبير ، مترادفانند و هريك داراى دو موضوع له هستند اماره : يك معنايش عبارت است از هر چيزى كه شارع مقدس او را اعتبار نموده و حجت قرار داده به خاطر اينكه سبب ظن و گمان است مانند خبر واحد كه اماره است ، ظواهر كه اماره است و معناى ديگرش هم عبارت است از نفس ظن حاصله از خبر واحد ، يعنى آن حالت نفسانيه‌اى كه براى شخص پيدا مىشود كه ترجيح احد الطرفين باشد در قبال علم ، وهم و شك . متقابلا يكى از معانى كلمهء ظن معتبر ، همين حالت نفسانيه است و معناى ديگرش آن چيزى است كه سبب اين حالت مىگردد كه خبر واحد ، ظواهر و . . . باشند . حال اين توهم براى انسان پيدا مىشود كه هذان لفظان مترادفان ، درحالىكه چنين نيست ؛ بلكه هريك از اين دو ، يك معناى حقيقى بيشتر ندارند . معناى حقيقى اماره همان امرى است كه اعتبره الشارع لاجل كونه سببا للظن و معناى حقيقى ظن هم همان رجحان احد الطرفين است . اگر كلمه اماره به معناى ظن و يا كلمهء ظن در معناى اماره به كار مىرود از روى مسامحه در تعبير است روى علاقهء سببيت و مسببيت ؛ چون خبر واحد و يا ساير طرقى كه شارع اعتبار نموده ، سبب براى ظن هستند و ظن مسبب از آن امور است ، لذا اگر گاهى از كلمهء اماره آن ظن خاص اراده مىشود ، از باب استعمال لفظى است كه وضع شده براى سبب ، ولى استعمال مىشود در مسبب . به‌عكس اگر از كلمهء ظن معتبر خبر واحد و يا ساير طرق ظنيه اراده مىشود از باب استعمال لفظى است كه وضع شده براى مسبب ، ولى مجازا استعمال شده در سبب به علاقه مسببيت و سببيت . سؤال : فلسفهء اين مسامحه در تعبير چيست ؟ جواب : فلسفه‌اش آن است كه چون حجت قرار دادن شارع امارات را از اين جهت است كه مفيد ظن هستند آن‌هم ظن نوعى فلذا از باب تسامح گاهى از اماره نفس همان ظن نوعى اراده مىشود و بالعكس . 4 . ظنّ نوعى مقدمه : علماى اصول براى ظن تقسيماتى ذكر كرده‌اند كه مهم‌ترين آنها عبارت‌اند از : 1 . ظن بر دو قسم است ، الف . ظن خاص ، ب . ظن مطلق ، اين تقسيم در مقدمه نهم